عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

218

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ پس اگر تأخير كند روا باشد ، كه فريضهء حجّ در سنهء خمس فرود آمد ، و مصطفى ( ص ) تا سنهء عشر در تأخير نهاد ، كه در سينهء ستّ بيرون آمد به قصد مكه ، تا عمره كند ؛ كافران او را بازگردانيدند به حديبيه . و در سنهء سبع باز آمد و عمره قضاء كرد و حج نكرد ، و در سنهء ثمان فتح مكه بود و بىعذرى كه بود حج نكرد و به مدينه باز شد ، و در سينهء تسع بو بكر را امير كرد بر حاجّ و خود نرفت ، و در سنهء عشر رفت و حجة الوداع كرد . پس معلوم شد كه تأخير در آن رواست . امّا چون تأخير كند بىعذرى ، بر خطر آن بود كه بميرد پيش از اداء حجّ . و آنكه عاصى بر اللَّه رسد و حجّ در تركهء او واجب شود ، اگر چه وصيت نكند ، همچون دينها و حقّها كه از آدميان بر وى بود . بريده روايت كرد ، گفت : زنى پيش مصطفى ( ص ) در آمد گفت : يا رسول اللَّه انّ امّى ماتت و لا تحجّ ، أ فاحجّ عنها ؟ قال : نعم حجّى عن امّك . و روى ابن عباس انّ امرأة من خثعم أتت النّبي ( ص ) فقالت : يا رسول اللَّه انّ فريضة اللَّه فى الحجّ على عباده ادركت ابى شيخا كبيرا لا يستطيع ان يستمسك على الرّاحلة ، أ فاحجّ عنه ؟ قال : نعم . قالت : أ ينفعه ذلك ؟ قال : نعم . كما لو كان على ابيك دين فقضيته نفعه . اين دو خبر دليل‌اند كه نيابت در فرض حجّ رواست در حال حيات و در حال ممات . امّا در حال حيات شرط آنست كه آن كس كه از بهر وى حجّ كنند زمن « 1 » باشد ، يا پيرى سخت پير ؛ چنان كه بر راحله و رامله آرام نتواند گرفت ، چنان كه در خبر گفت : لا يستطيع ان يستمسك على الراحلة . استطاعت و قدرت و طاقت و جهد و وسع بمعنى متقارب‌اند . و اصل الاستطاعة استدعاء الطّاعة ، كأنّ النفس بالقدرة تستدعى طاعة الشّىء لها . و آنچه گويند : فلان كس را استطاعت نيست ، بر دو معنى باشد : يكى نفى قدرت را كه خود توانايى ندارد و راه

--> ( 1 ) الزمانه : العاهة ، يقال زمن الشخص زمنا فهو زمن ، و هو مرض يدوم زمانا طويلا ( مجمع )